فرصت‌های از دست رفته کریدور INSTC و توسعه حمل و نقل ریلی ایران: چرا شاهراه جهانی شمال-جنوب، کُند پیش می‌رود؟

فرصت‌های از دست رفته کریدور INSTC
فرصت‌های از دست رفته کریدور INSTC

کریدور بین‌المللی حمل‌ونقل شمال-جنوب (INSTC – International North-South Transport Corridor)، یک شاهراه استراتژیک چندوجهی است که از سال ۲۰۰۰ با مشارکت اصلی ایران، روسیه و هند، با هدف اتصال اقیانوس هند و خلیج فارس به اروپای شمالی از طریق روسیه و آسیای مرکزی، تعریف شد. این کریدور با کاهش زمان و هزینه حمل و نقل کالا (در مقایسه با مسیر سنتی کانال سوئز)، پتانسیل کسب درآمد ترانزیتی ۲۰ میلیارد دلاری در سال را برای ایران دارد.با وجود موقعیت ژئوپلیتیکی بی‌نظیر ایران به عنوان نقطه اتصال شرق به غرب و شمال به جنوب، بهره‌برداری کامل از ظرفیت‌های INSTC، به‌ویژه در بخش حمل و نقل ریلی ایران، با سرعتی بسیار پایین در حال انجام است. این کندی، نه تنها سهم ایران از تجارت جهانی را محدود کرده، بلکه با فعال‌شدن مسیرهای رقیب مانند کریدور زنگزور و توسعه بنادر رقیب (نظیر گوادر در پاکستان)، موقعیت ترانزیتی کشور را در معرض تهدید جدی قرار داده است.این مقاله به صورت جامع، دلایل اصلی کند بودن توسعه حمل و نقل ریلی ایران در راستای کریدور INSTC را در سه حوزه زیرساختی، مالی-سیاسی و مدیریتی تحلیل می‌کند و فرصت‌های حیاتی از دست رفته در این مسیر را بررسی می‌نماید.

بخش اول: چرا کریدور INSTC برای ایران حیاتی است؟

INSTC یک مسیر ترانزیتی ساده نیست؛ بلکه یک ابزار ژئوپلیتیک و اقتصادی برای تغییر معماری تجارت جهانی است که جایگاه ایران را در منطقه تعریف می‌کند.

مزیت‌های بی‌رقیب INSTC برای اقتصاد ایران

صرفه‌جویی در زمان و هزینه: مسیر INSTC می‌تواند زمان حمل کالا بین هند و اروپا را از ۴۰ تا ۶۰ روز (از طریق کانال سوئز) به حدود ۱۵ تا ۲۰ روز کاهش دهد و در نتیجه، هزینه‌های لجستیک را تا ۳۰ تا ۴۰ درصد پایین بیاورد. این صرفه‌جویی، جذابیت مسیر ایران را برای صاحبان کالا افزایش می‌دهد.

تنویع منابع درآمدی و ژئواکونومی: تحقق کامل پتانسیل INSTC می‌تواند درآمد ترانزیتی ایران را به سطح ۱۰ تا ۲۰ میلیارد دلار در سال برساند و وابستگی اقتصاد کشور به درآمدهای نفتی را کاهش دهد. این کریدور، ایران را به یک هاب لجستیکی مرکزی تبدیل می‌کند.

دور زدن تحریم‌ها: توسعه و تقویت مسیرهای ریلی INSTC می‌تواند به عنوان یک ابزار استراتژیک برای دور زدن بخشی از تحریم‌های مالی و بانکی عمل کند، به ویژه در همکاری با کشورهایی نظیر روسیه و هند که از شرکای اصلی این کریدور هستند.

تهدیدهای مسیرهای رقیب برای جایگاه ترانزیتی ایران

تأخیر در تکمیل مسیرهای ریلی ایران، کشور را در معرض رقابت شدید منطقه‌ای قرار داده است:

کریدور زنگزور (آذربایجان و ترکیه): توسعه مسیرهای ترانزیتی در قفقاز جنوبی، با هدف اتصال ترکیه به آسیای میانه از طریق آذربایجان و دور زدن ایران، تهدیدی جدی برای مسیر غربی INSTC (از طریق ایران) محسوب می‌شود.

بندر گوادر و کریدور CPEC (پاکستان و چین): سرمایه‌گذاری گسترده چین در بندر گوادر پاکستان به عنوان دروازه اتصال به آسیای مرکزی و هند، می‌تواند جایگزینی برای بنادر جنوبی ایران (بندرعباس و چابهار) باشد و سهم ترانزیتی ایران را کاهش دهد.

بخش دوم: چرا توسعه حمل و نقل ریلی ایران در INSTC کُند است؟ (چالش‌های ساختاری)

کند بودن توسعه ریلی ایران، ریشه‌های چندگانه‌ای در ضعف‌های زیرساختی، موانع مالی و مشکلات مدیریتی دارد که باید به صورت ساختاری حل شوند.

۱. ضعف‌های زیرساختی و حلقه‌های مفقوده ریلی

اصلی‌ترین دلیل کندی، تکمیل نشدن مسیرهای راهبردی است که زنجیره ریلی INSTC را در داخل ایران قطع کرده است.

حلقه مفقوده رشت – آستارا: مهم‌ترین و پرچالش‌ترین بخش مسیر ریلی INSTC، مسیر حدودی ۱۶۴ کیلومتری رشت – آستارا است. عدم تکمیل این خط، اتصال ریلی پیوسته از بنادر جنوبی (مانند بندرعباس) به شمال ایران و سپس آذربایجان و روسیه را ناممکن کرده و بار را مجبور به جابه‌جایی جاده‌ای پرهزینه می‌کند که با فلسفه حمل و نقل ریلی کانتینری در تضاد است.

فرسودگی ناوگان و زیرساخت: میانگین سن ناوگان باری ریلی ایران بالاست و کمبود شدید لکوموتیوهای فعال، کیفیت و سرعت خدمات را به شدت کاهش داده است. همچنین، سرعت بازرگانی قطارهای باری ایران (کمتر از ۴ کیلومتر در ساعت) بسیار پایین‌تر از استانداردهای جهانی است که جذابیت ریلی را نزد صاحبان کالا کم می‌کند.

تک‌خطه بودن مسیرها: بخش بزرگی از شبکه ریلی کشور، تک‌خطه است. این موضوع باعث تداخل در حرکت قطارهای باری و مسافری، تأخیرهای طولانی و کاهش ظرفیت کلی شبکه برای جذب ترانزیت می‌شود.

۲. موانع مالی و سرمایه‌گذاری خارجی

پروژه‌های ریلی نظیر رشت-آستارا، نیازمند ده‌ها هزار میلیارد تومان سرمایه هستند که تأمین آن در شرایط فعلی دشوار است.

اثر تحریم‌های مالی: تحریم‌های بین‌المللی مهم‌ترین مانع برای جذب سرمایه‌گذاری خارجی کلان برای تکمیل پروژه‌های زیرساختی هستند. شرکت‌های بزرگ بین‌المللی و بانک‌های توسعه‌ای (مانند بانک جهانی) برای تأمین مالی پروژه‌های ایرانی، با محدودیت‌های شدیدی مواجه‌اند.

تعهدات مالی متزلزل شرکا: با وجود توافق‌هایی نظیر تأمین اعتبار توسط روسیه یا آذربایجان برای خط رشت-آستارا، عمل به این تعهدات با تأخیر یا تردیدهای سیاسی همراه بوده است.

نبود جذابیت برای بخش خصوصی داخلی: اقتصاد دولتی، نبود مشوق‌های کافی و ساختار بروکراتیک، باعث شده است که بخش خصوصی ایران نیز تمایل چندانی به سرمایه‌گذاری‌های سنگین در زیرساخت‌های ریلی (نظیر احداث خطوط فرعی یا خرید لکوموتیوهای جدید) نداشته باشد.

۳. چالش‌های مدیریتی و ساختاری در صنعت ریل

علاوه بر مشکلات مالی و فنی، ساختار درونی شرکت راه‌آهن جمهوری اسلامی ایران نیز نیازمند اصلاحات جدی است.

سرعت پایین و عدم اطمینان در سرویس: حرکت قطارهای باری اغلب برنامه‌ریزی‌شده و قابل پیش‌بینی نیست. تأخیرهای مکرر و طولانی، عامل اصلی رویگردانی صاحبان کالا از حمل و نقل ریلی است. در صنعت لجستیک، قابلیت اطمینان (Reliability) بر سرعت اولویت دارد.

ضعف در تنظیم‌گری و رقابت‌پذیری: وظایف سیاست‌گذاری، تنظیم‌گری و اجرا (مالکیت زیرساخت و بهره‌برداری) در راه‌آهن ایران تجمیع شده است. کارشناسان معتقدند بهبود عملکرد، در گرو ایجاد یک نهاد تنظیم‌گر مستقل و اداره شرکت راه‌آهن بر اساس منطق بازرگانی و رقابتی است.

انفصال مدیریت زیرساخت و تقاضا: ارتباط ضعیفی بین توسعه زیرساخت‌های ریلی و تقاضای واقعی برای حمل بار وجود دارد. تمرکز بر تکمیل خطوط راهبردی به جای خطوطی که بار بیشتری دارند، یکی از نشانه‌های این انفصال است.

بخش سوم: راهکارها برای نجات موقعیت ایران در INSTC

برای جلوگیری از تبدیل شدن کریدور INSTC به یک فرصت کاملاً از دست رفته، اجرای راهکارهای زیر حیاتی است.

۱. اولویت‌بندی مطلق پروژه‌های زیرساختی مفقوده

تأمین مالی خلاقانه: به جای اتکا صرف به بودجه دولتی یا وام خارجی، می‌توان از مدل‌های مشارکت عمومی-خصوصی (PPP) یا جذب سرمایه از غول‌های اقتصادی داخلی (مانند پتروشیمی‌ها، صنایع فولادی و نفتی) که بیشترین نفع را از حمل و نقل ارزان ریلی می‌برند، استفاده کرد.

تمرکز بر رشت-آستارا: تمامی توان دیپلماسی و مالی کشور باید بر تکمیل خط ریلی رشت-آستارا متمرکز شود تا کریدور INSTC از دریای خزر به هند متصل شده و ظرفیت ترانزیتی به طور آنی افزایش یابد.

۲. اصلاح ساختار مدیریتی و افزایش جذابیت ریلی

افزایش سرعت بازرگانی: با دوخطه کردن مسیرها، نوسازی سیگنالینگ و سرمایه‌گذاری در لکوموتیوهای جدید، باید سرعت بازرگانی قطارهای باری به سطح قابل قبول (بالای ۲۰ کیلومتر بر ساعت) افزایش یابد تا جذابیت حمل و نقل ریلی برای صاحبان کالا احیا شود.

انعطاف در قیمت‌گذاری: ایجاد مدل‌های قیمت‌گذاری رقابتی و منعطف برای ترانزیت کالا و ارائه خدمات ویژه کانتینری و محمولات حساس به زمان، می‌تواند سهم ریل در حمل بار را از کمتر از ۱۰ درصد فعلی، به هدف‌گذاری ۳۰ درصدی برساند.

۳. دیپلماسی فعال ترانزیتی و تعادل در روابط خارجی

دیپلماسی ریلی با همسایگان: با دیپلماسی فعال با شرکای INSTC (روسیه و هند) و همچنین همسایگان رقیب (آذربایجان و ترکیه)، باید تنش‌ها کاهش یافته و همکاری‌های ترانزیتی در قالب منافع مشترک تعریف شود تا از توسعه مسیرهای جایگزین و تضعیف کریدور ایران جلوگیری گردد.